الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
27
تفسير مجمع البيان (فارسى)
آماده نموده بود نوح عليه السلام . ( وَ دُسُرٍ ) ابن عباس و قتاده و ابن زيد ميگويند : يعنى ميخهايى كه كشتى را به سبب آن محكم ميكنند . حسن و جماعتى گويند : آن سينهء كشتى است كه آب بشدّت به آن مىخورد مجاهد گويد : آن ظلع و گوشههاى كشتى است . ضحاك گويد : دسر دو طرف و اصل كشتى است و الواح كنارههاى آنست . ( تَجْرِي ) جارى مىشود كشتى بر روى آب ( بِأَعْيُنِنا ) يعنى به حفظ و نگهدارى او بمنظر و ديدگاه ما و از آنست قول علماء عين اللَّه عليك . و بعضى گفتهاند : يعنى به چشمها و ديدگان اولياء ما و كسانى كه از فرشته گان بر ايشان موكّل كرديم ؟ و بعضى گويند : يعنى جارى كرديم . و بعضى گويند : يعنى جارى ميگردد بچشمههاى آبى كه ما آن را جوشانديم ( جَزاءً لِمَنْ كانَ كُفِرَ ) يعنى ما كرديم بنوح عليه السلام و بايشان آنچه كه كرديم از نجات نوح از غرق شدن ، و غرق شدن ايشان در حالى كه پاداش باشد براى كسانى كه كافر به او شده و رسالت او را انكار كردند ، و او نوح عليه السلام است و تقديرش اينست براى كسانى كه نبوّت او را انكار نموده و حق او را ضايع كرده و كافر به خدا شدند در انكار او . ( وَ لَقَدْ تَرَكْناها ) يعنى : ما واگذارديم اين كارى را كه كرديم ( آيَةً ) علامتى كه به سبب آن عبرت گرفته مىشود . قتاده گويد : يعنى واگذارديم ما كشتى را و نجات سرنشينان آن و هلاك كردن ديگران كه سوار كشتى نشدند دليل روشنى است بر يكتايى خداى تعالى و عبرتست براى كسى كه بسبب آن پند گيرد ، و كشتى نوح عليه السلام